اميرحسين نورياميرحسين نوري، تا این لحظه: 18 سال و 4 ماه و 29 روز سن داره

اميرحسين نوري

در انتظار آمدنت .....

1393/7/2 11:24
نویسنده : پدر و مادر
165 بازدید
اشتراک گذاری

در دوردستها که خدامیان چشمهایت خانه کرده بود...

من بیقرار منتظر آمدنت بودم و توکه انگار دل نمی کندی از لبهای فرشتگان طنین آوازتوبود که انگارگوشهایم جزتو نمیشنید...

خداوند تورا به من هدیه دادو من همیشه دلشوره دارم از اینکه شاید آنچه میپنداشتم نباشم ...

نفس هایت که به گونه هایم ساییده می شودانگار آرامش بهشت را به چشمهایم میفرستی.

دستهایت که می چرخد ومیان دستهایم پنهان می شود...خنده هایت که ریش میشوم وعاشق چشمهایت که عمق نگاهم را می کاود و من همیشه تو راکم داشته ام.

از داشته هایم دلتنگ که میشوم انگارصدای گریه های توست ، تنها نوازشی که مرا بخودفرو میبرد که توفرشته ای یا نه؟نمی دانم...

اما همین بس که چشمهای خداوند میان دستهای من وتوپیداست.

آرام جان من....اگرآزردمت یافراموشت کردم،فراموش مکن که تورا با فرشته ها پیوند زده اند.

میان باغچه کوچک بهشتی خود...جایی برایم بگذار

همیشه دوستت دارم

                                                                              کسی که روزی مادر صدایش خواهی زد

 

پسندها (5)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (4)

سارا شکيبا
9 آبان 93 8:11
سلام وبلاگت قشنگه! من بازي هاي آندرويد زيادي توي وبلاگم گذاشتم حتما بيا دانلود کن و نظر برام بذار! ممنون _________
حمید
31 تیر 94 1:39
مطالب وبلاگت قشنگه !
مريم
1 مرداد 94 6:12
سلام ! وبلاگ خيلي زيبايي داري!
★مادر بزرگ★
9 خرداد 96 16:52
روزی که، تو اومدی روی زمین یه فرشته کم شد از آسمونا مثل گل شکفتی بین آدما گل سر سبد بودی بین اونا تولدت مبارک عزیزم